سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی نهال نیوز-به قلم ابوذر مطیع دوست: آقای جعفریان در یادداشت شتابزده ای دیگر با عنوان " تا دیر نشده آتش بس بدهید " که گویا از آتش بازی سبزپوشان سطل زباله سوز (!) خیلی مضطرب و نگران شده اند از همان ابتدای یادداشتشان چنین می نویسند :
" وضعیت شکنندهای پیدا کردهایم، وضعیتی که ادامه آن میتواند عمود انقلاب را بلرزاند و کار را به جاهای باریک و باریک تر بکشاند. این درست است که بحران تنها میان نخبگان و طبقات فرهیخته و شماری از افراد درگیر در امور سیاسی و اداری کشور است نه میان عامه مردم در شهرستانها، اما بهتدریج دامنه این نگرانیها درحال گسترش بوده و با آنچه شاهدیم و تحریکاتی که میبینیم، و تبعاتی که ممکن است وضعیت فعلی داشته باشد، بیم آن میرود که بیش از پیش توسعه یابد."
وسپس در ادامه خطرات جدی جمهوری اسلامی را گوشزد می کند که :
" نخست خطر حمله اسرائیل است که حرف شنوی اندکی از دولت آمریکا دارد و دایما به دنبال تحریک این و آن علیه ایران است"
"دوستانی برای ما در منطقه نمانده و صدای نحس شبکه العربیه که هزار بار از تلویزیون انگلیس بدتر است و همه جهان عرب را علیه ما میشوراند، تقریبا از صبح تا شام یکسره علیه ما بلند است."
"بحث تحریمها که تاکنون خسارتهای زیادی به ما وارد کرده، همچنان جدی است و ما نباید به مذاکراتی که خودمان هم میدانیم بینتیجه است، دل خوش کنیم. فرصتها رو به پایان است و دولت با وجود این بحران جدی و خطرات ناشی از آن، و زمانی که صرف رسیدگی به این بحران دارد، برنامهای برای تدارک مشکل تحریم نمیتواند داشته باشد".
جناب جعفریان پس از ذکر خطرات مختلف پیش روی جمهوری اسلامی ، لزوم برقراری آتش بس را گوشزد می کند . آتش بسی که اگر برقرار نشود دیگر نقطه بازگشتی وجود نخواهد داشت و این آتش تر و خشک را خواهد سوزاند و در ادامه یادداشتهای غیر منصفانه اش اینجا نیز خود را به مقام قضاوت می نشاند و چنین حکمی را جاری می کند :
" آنچه اهمیت دارد این است که آتش بس باید از سوی فرماندهی باشد که با قدرت هرچه تمام، با سیاست و کیاست تمام، با بیطرفی، با موضع پدرانه، با تأدیب هر دو طرف، و با خاموش کردن صدای کسانی که از موضع قدرت و با داشتن امکانات بیشمار، خواستار دستگیری این و آن هستند، با جلوگیری از اقدامات تندروانه که دیگران را تحریک کرده و رگ گردن آن را به خروش میآورد، آنان را خاموش سازد ."
 صرف نظر از اینکه در این جمله ، ایشان برای رهبری تعیین تکلیف می کند که "با قدرت هرچه تمام" ، " با سیاست و کیاست تمام" ،" با بیطرفی" "، با موضع پدرانه "، " با تأدیب هر دو طرف" باید عمل کند که گوئیا تا پیش از این رهبری چنین نکرده اند و حال حضرت جعفریان، رهبری را به انجام وظیفه و تکلیف خود امر می کنند ؛ در ادامه فرمایشات خود ، موضع یک جانبه و غیر منصفانه اش را اینگونه تکمیل می کند که :
" و با خاموش کردن صدای کسانی که از موضع قدرت و با داشتن امکانات بیشمار، خواستار دستگیری این و آن هستند، با جلوگیری از اقدامات تندروانه که دیگران را تحریک کرده و رگ گردن آن را به خروش میآورد"
حال که ایشان چنین قضاوتی می نمایند لازم است که بگویم :
آقای جعفریان ! اتفاقا حرف همه پیروان راه امام و ولایت ، به یاران دیروز امام وانقلاب این بود که از دشمن خارجی و مشکلات داخلی غافل نشویم و همه در کنارهم وگوش به فرمان رهبری برای پیشرفت ایران اسلامی کوشا باشیم اما نتیجه چه شد ؟ آنها گوش به فرمان رهبری دادند ؟ آنها امر رهبری را فصل الخطاب قرار دادند ؟ آنها دل دوستان اسلام و انقلاب را شاد و دل دشمنان را ناشاد کردند ؟ و صدها سوال دیگر .
آنها برای رسیدن به منافع دنیاییشان چه کارها که نکردند و خدا می داند چه خونها که به دل امام زمانمان (عج) کردند و فریاد "هل من ناصر ینصرنی " نایبش را تا چه اندازه بی پاسخ گذاشتند که پیوسته در صف دشمنان اسلام و انقلاب ، لبیک گویان و کفن پوشان حاضر شدند و اینها همه در حالی است که این جماعت - که روی خوارج را سفید کرده اند - همانند نیاکانشان ، حضرات خوارج که در برابر علی (ع) شعار خط قرآن و پیغمبر (ص) را نقاب چهره منافقانه خود کردند ، دایما شعار خط امام و انقلاب را به دروغ سر میدهند ؛ با این تفاوت که اگر بعد از رحلت پیامبر (ص) و در زمان رهبری علی (ع) ، ظاهر مومنانه و عبادت آن چنانی خوارج ، تشخیص حق را بر مسلمانان و مومنان سخت می نمود در زمان کنونی و بعد از رحلت خمینی کبیر (ره) و در زمان رهبری خامنه ای عزیز (زید عزه ) ، خوارج جدید نه ظاهر مومنانه ای دارند و نه اعمال دینی فریبنده ای ، به گونه ای که پیروان سبز پوش آنها در جمعه آخر ماه مبارک رمضان ، علنا روزه خواری می کنند و آشکارا شعارهای ضداسلامی و ضدانقلابی و ضد خط امامی سرمی دهند و مرد و زن نمازشان را درجوارهم و با کفش می خوانند و رسانه های منافقین و دشمنان اسلام به آنها "ا... اکبر" و شعارهای انقلابی می آموزند !!! که چقدر زیبا و بجا بود تعبیر "مسجد ضرار" از زبان نافذ رهبر معظم انقلاب در مورد این جماعت گمراه و لیدرهای دنیا پرستشان .
آقای جعفریان ! حال که حرف شما در سایتها و رسانه های مسجد ضراری مکررا تیتر می شود لااقل منصف باشید و عادلانه به قضاوت بنشینید ! و جالب است بدانید که فریاد آتش بس شما زمانی بلند شده است که این خوارج دنیاپرست و غرب زده ، تمامی تلاششان را برای از بین بردن وحدت ایران اسلامی و ایجاد تفرقه در بین مردم این مرزوبوم صرف کردند و هنگامی که دست غیب الهی ، آنها را در تحقق اهداف شومشان مایوس کرد فریاد " آشتی ملی " شان را همچون قرآن روی نیزه ، بلند کردند تا همانند خوارج نهروان، از تیغ عدل علی ( ع ) در حکومت اسلامی درامان باشند .
آقای جعفریان ! حاج آقا ! دلم از دوستانی مثل شما خون است و سخنم با شماست که : شما چرا ؟ شما چرا با این جماعت همصدا شده اید ؟!
5 – در یادداشتهای اخیری که از آقای جعفریان در رسانه های خاص( ! ) انتشار می یافت ایشان مدام سعی برآن داشته که اختلافات رهبری و احمدی نژاد را بشکافد و به همگان بازگو کند و اثبات کند که احمدی نژاد در مسیر ولایت پیش نمی رود و این موضوع را در قالب مساله جدی و در قالب کنایه ، بارها عنوان می کند .
بهتر است در مورد این موضوع هم ، نظر رهبرمعظم انقلاب را بدانیم که نظر ایشان چیست :
" دولت کنونی و رئیس جمهور محترم، مثل همه انسانها، دارای نقاط ضعف و قوت هستند و بنده فقط از نقاط قوت حمایت می کنم و هرکس دیگری نیز این گرایش، تحرک و جدیت را از خود نشان دهد مورد حمایت من خواهد بود."
" تأکید بر نقاط ضعف، به سیاه نمایی و ناامیدی می انجامد ضمن اینکه موضع گیری علنی در مقابل نقاط ضعف، بسیاری از مواقع به حل مشکل کمکی نمی کند بنابراین و براساس منطق، فقط هنگامی که چاره دیگری نباشد باید در مقابل نقاط ضعف، موضع علنی گرفت". ( رهبرانقلاب - دیدار با اعضاء و نمایندگان تشکلهای دانشجویی – 4 شهریور 88 )
نگارنده این یادداشت ، دولت و شخص رییس جمهور را مبرا از انتقاد و بدون ضعف نمی داند و ازباب مثال از جمله انتقاداتم بر دولت نهم ، ضعف در حوزه فرهنگ و هنر ناب اسلامی وانقلابی و هنراشراقی بوده است و یا در باب انتصابات اخیر و پرسروصدای رییس جمهور که نظرم بر این است که افراد لایقتری وجود داشته اند و انتقادات دیگر، اما حرفم با آقای جعفریان این است که :
اولا ) شما که تمام تلاشتان را بکاربردید تا اثبات کنید بین رهبری و رییس جمهور اختلاف اساسی وجود دارد چرا در دیدگاهها و اظهار نظرهای خودتان تامل بیشتر نمی کنید تا متوجه شوید بین نظرات اخیرتان و مواضع رهبری ، در این برهه حساس اختلاف نظر اساسی وجود دارد ؟چرا درصدد اصلاح و هماهنگی بیشتر خودتان با رهبری - که فصل الخطاب همه افراد معتقد به نظام هست - برنمی آیید ؟ چرا قبل از آنی که در یادداشتهای اخیرتان ، اختلاف بین رهبری و رییس جمهور را اثبات کنید - امری که خود رهبری راضی به این کار نیستند - در بسیاری از اظهار نظرهای شتابزده و غیر منطقی تان تامل بیشتر نمی فرمایید ؟ براستی چرا این سخنان شما در رسانه های منافقین نوین، تیتر می گردد ؟ از خود پرسیده اید ؟
دوما ) ظاهرا آقای جعفریان از تحقق موضوع بالا نا امید شده اند – اثبات شکاف بین رهبری و دولت - وبعد از این موضوع به سراغ مراجع رفته اند تا در این شرایط حساس که سوء برداشتهای ایجادشده زمینه بروز شایعات را در این زمینه فراهم کرده ، بجای اینکه در جهت ترمیم شکاف احتمالی بین مراجع عظام و این دولت انقلابی اقدام کند ، کاملا به عکس ، در جهت عمیق تر کردن این شکاف و بحرانی تر کردن اوضاع قدم بر می دارد .
سوالم از آقای جعفریان این است : آیا این امر، تکلیف ماهست ؟ آیا این ، مسیرمورد رضایت حضرت ولی عصر (عج) هست ؟ آیا این، مسیر مورد رضایت مقام عظمای ولایت هست ؟ و...
( در باب رابطه مراجع عظام تقلید و دولت اسلامی، صحبتهای مفصل تری دارم که اگر فرصتی شد و مجالی پیدا کردم و خداوند توفیقی داد ان شاء ا... در آینده بیشتر خواهم نوشت )
سوما ) ای کاش آقای جعفریان و امثال این مورخ گرانقدر به کار علمی خودشان ادامه می دادند و در مسیر پیچیده سیاست - که نیازمند بصیرت عمیق است - احساس تکلیف نمی کردند که ... و یا تکلیفشان را اینگونه ادا نمی کردند ؟
خداوندا ، نعمت عظمای نظام اسلامی و ولایت فقیه را به ناسپاسی ما از ما مگیر !
در پایان یادآور می شوم این یاداشت فقط از باب نصیحت خواهی و از سرخیرخواهی برای این استاد گرامی بود و از صمیم دل برای موفقیت آقای جعفریان دعا می کنم
مطالب مرتبط:
آقای رسول جعفریان شما چرا ؟!(قسمت اول) |